تبليغاتX
گیتار مهربان

گیتار مهربان

من تا کی باید بشینم پای قولای طلائیت

میدونی چقد گذشته از زمون آشنائیت

 

من تا کی باید نخوابم حتی با ستاره چیدن

انگار از ما خیلی دوره قصه بهم رسیدن

 

اولین قولت یادت هست که میریم کنار دریا

میخورن حسرتمونو همه ی مردم دنیا

 

یادته اون روز میگفتی میشینیم با هم تو قایق

انقدر دوسم داری که هی بهم میگی شقایق

 

یادته میگفتی با هم شبا میریم زیر بارون

انقده عاشقونه که تموم شه قصه ی لیلی و مجنون

 

یادته روزای اول دنیا رو واسم میخواستی

میشه تو یادت نباشه جون من یادته راستی؟

 

وعده هات روزای اول منو برد اون ور خورشید

من شدم اون دختری که واسه تو ستاره می چید

 

تو شدی اون که با اسبش اومد از اون ور ابرا

من شدم تشنه تشنه یه تابستون توی صحرا

 

گفته بودی آسمونو میاری میدی به دستم

گفته بودی که پشیمون نمیشم واست نشستم

 

گفته بودی با نوازش میزنی موهامو شونه

گفتی عاشقی اینه که بگیرم واست بهونه

 

یادته میگفتی تنها قدرمو خودت میدونی

گفتی که من نباشم تو سر قولت میمونی

 

گفتی که باید تموم شه خیلی زود درد جدایی

گفتی دیوونمی اما حالا راس بگو کجایی؟

 

آسمون باید بیاد و بشینه مث یه داور

حق بده به اون کسی که اشتباهاش بوده کمتر

 

اون که ما بهش میگیم عشق عزیزم نداره ریشه

اونی رو که من میخواستم گم شده واسه همیشه

 

نمی ذاره عاشقی رو اون واسه بعدا"وفردا

اون میگه هر شب نباشی پیش من اون شب یلدا

 

اما تو یه گل آوردی با یه عشق دادی به دستم

که من به حرمت اون تا حالا واست نشستم

 

عمر اون گل که تموم شد حرفای تو هم پریدن

رفتن و بعد دویدن به یکی دیگه رسیدن

 

بعد از اون زدم به عشقت رنگ نارنجی عادت

تا خدا نکرده بعدا"نکنم به اون حسادت

 

خلاصه شدن فراموش قولای تو خیلی راحت

بیا این قصه تلخو پاک کنیم زود سر فرصت

 

خسته ام خسته ی خسته از تو و از همه ی عالم

تنها خواهشم همینه دیگه هرگز نگو اسمم

 

خیلی وقتا واسه ی قولات روزا رو بهونه کردی

سالای قرنای بعدو از الان نشونه کردی

 

گفتی ما باید بسازیم از گلای رازقی قصر

گفتی اون نیمه تمومه اون روز پائیزی اون عصر

 

حالا تابستونه انگار شایدم موندی تو پائیز

حواس تو پیش من نیس چقدر زرد و غم انگیز

 

نه نیاز به سرزنش نیست برو هر جا که دلت خواست

دریغ از یه نامه ی خوب دریغ از یه وعده راست

 

جواب خشم تو دادم همیشه با مهر وخنده

اما یاد گرفتم اون کس که بده میشه برنده

 

تا همین حالای حالا پای وعده هات نشستم

آخرین جمله ی نامه. برو من عهدو شکستم

+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 16:39 توسط مینا |


+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 13:27 توسط مینا |


+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 13:25 توسط مینا |


گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب و دیگران

خویش را اول هویدا کن کمال این است و بس

پند من بشنو نشو در عالم شوم بد سرشت

با همه عالم مدارا کن کمال این است و بس

چون به دست خویشتن بستی دو پای خویشتن

هم به دست خویشتن وا کن کمال این است و بس

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:39 توسط مینا |


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:24 توسط مینا |


فرشته ي زميني

ديوونتم مي بيني

نامه برات نوشتم

روي برگ گل ياس

چرا من اينجا موندم

اما دل تو اونجاس

نامه برات نوشتم

روي گل بنفشه

عشق عين ياقوته

سرخه و ميدرخشه

نامه برات نوشتم

روي گل لاله

راستي كه داشتن تو

براي من محاله

غصه هامو نوشتم

روي گلاي پونه

هر چي بگي ميگم چشم

ساده و بي بهونه

گريه هامو نوشتم

رو قطره هاي شبنم

واسه تو عاشقونه

رو آسمون نوشتم

كارم گذشته از عشق

من از جنون نوشتم

گفتي تموم دنيا

بايد خبردار بشن

حتي اونا كه مردن

دوباره بيدار بشن

آرزوهامو چيدم

از روي درخت سيبم

كنارتو كه باشم

نه خستم نه غريبم

خاطرهاتوآروم

لاي حرير پيچيدم

خدا هم اگه بخوادت

تو رو بهش نميدم

صداي ابريشمت

جادوي رنگ و نوره

قصه قشنگ چشمات

مرمريه بلوره

فرشته ي زميني

ديوونتم مي بيني

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:49 توسط مینا |


وقتي كسي را دوست داري حاضري جون فداش كني

حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نيگاش كني

به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي

دور همه چي خط بكشي حتي رو برگ زندگي

وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزني

خيلي چيزا رو ميشكني تا دل اونو نشكني

حاضري كه بگذري از دوستاي امروز و قديم

اما صداشو بشنوي شبا از ميون دوتا سيم

حاضري قلب تو باشه پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نكرده اون يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوست نداشت به خاطرش رها كني

حسابتوحسابي از مردم شهر جدا كني

حاضري حرف قانونا ساده بذاري زير پا

به حرف اون گوش كني و به حرف قلب باوفات

حاضري هر چي بشنوي حتي اگه سرزنشه

به خاط اون كسي كه خيلي برات باارزشه

حاضري هر روز سر اون با آدما دعوا كني

غرورتو بشكني و باز خودتو رسوا كني

وقتي كسي را دوست داري صاحب كلي ثروتي

نذار كه از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 15:49 توسط مینا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:57 توسط مینا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:10 توسط مینا |


ff

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 13:24 توسط مینا |